مراد على شمس

689

با علامه در الميزان ( فارسى )

منقرض نشده و چه بسا يك روز جامعه بشريت به يك جامعه دينى و شايسته‌اى كه داراى حيات حقيقى و اخلاق فاضله و كمالات راقيه باشد مبدّل شود ، روزى كه جز خدا پرستش نشود و عدالت و فضيلت بر جهان انسانيت حكمفرما گردد و چنين اثر بزرگى را نبايد هرگز كوچك شمرده و از نظر دور داشت . ثانيا بحث‌هاى اجتماعى و روانشناسى و اخلاقى ثابت كرده كه افعالى كه در خارج به وجود مىآيد ارتباطى با حالات و ملكات اخلاقى دارد و از صفات نفسانى سرچشمه مىگيرد ، و در عين حال تأثير متقابل در نفس دارد . پس چنين دعوت عظيمى كه همواره دوش‌به‌دوش بشر و از قديمىترين عهد بشريت چه قبل از ضبط تاريخ و چه بعد از آن همراه بشر بوده و بشر آن را پذيرفته حتما اثر عميقى در زندگى اجتماعى بشر داشته ، و در تهذيب اخلاق بشر و تقويت صفات پسنديده او اثر گذاشته ، و گرنه مورد قبول او واقع نمىشد ، پس دعوت دينى بدون شك آثارى در نفوس داشته حتى در آن اكثريتى كه آن را نپذيرفته و به آن ايمان نياوردند . آرى حقيقت امر اين است كه اين تمدنى كه ما فعلا در جوامع مترقى بشر مىبينيم ، همه از آثار نبوت و دين است ، كه اين جوامع آن را به وراثت و يا تقليد به دست آورده‌اند . « 1 » س 673 - چرا اصلا دينى تشريع شده تا اين‌كه مردم مكلّف به پيروى آن دين شوند و سبب اختلافاتى در بين‌شان گردد ؟

--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 216 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 225 .